الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
359
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
اينكه متعرّض تبعيد از نظر نفى و اثبات شوند و اين معنا بعيد نيست به ويژه كه فتواى گروهى از فقيهان ما مانند ابو الصلاح حلبى ، علاء الدين حلبى و ابن زهره - تا آنجا كه ما مىدانيم - هست ، مگر اينكه گفته شود در روايت ، امام جواد - عليه السلام - صريحا مىفرمايد : مراد از نفى ، زندان است يا گفته شود : ثبوت حد بر محارب به اين مقدار ( يعنى تبعيد ) مسلّم و زايد بر آن مشكوك است و مقتضاى اصل ، عدم زايد است ؛ زيرا دوران بين اقلّ و اكثر است ؛ ولى اين در صورتى است كه ثابت شود اين از باب اقلّ و اكثر است . امّا اگر دوران بين متباينين باشد بايد احتياط كرد ، در صورتى كه امكان داشته باشد و مخالفت با اجماع يا شهرت ، لازم نيايد . اگر قائل به سجن و زندان شديم مدت آن ، چنان كه برخى استظهار كردهاند ، يك سال است دليل وى اين است كه حبس بدل از نفى است و مدت نفى ، چنان كه مقتضاى روايت سورة بن كليب و ابو اسحاق مداينى است ، يك سال است . نظر نگارنده : اين استدلال از نظر صغرا و كبرا ، صحيح نيست : امّا صغرا ، دليلى نداريم كه حبس بدل از تبعيد باشد ؛ چون مراد از نفى يا تنها حبس است يا حبس همراه با تبعيد . امّا كبرا ، دليلى نداريم كه بدل در حكم ، مساوى مبدل منه باشد . پس بهتر اين است كه غايت آن ، توبه يا عفو يا مرگ قرار داده شود ، چنان كه از حلبى نقل شده است . آراى ديگر مذاهب 1 . المدوّنة الكبرى : تبعيد نمىشود مگر زانى يا محارب و هر دو در همان محل ، زندانى مىشوند ؛ زانى يك سال و محارب تا زمانى كه معلوم شود توبه كرده است . « 1 » و در كتاب محاربين گفته است : كمترين و راحتترينش اين است كه تازيانه بخورد و تبعيد شود و در آنجا زندانى شود . . . و عمر بن عبد العزيز از شهر به يكى از نواحى تبعيد مىكرد و من از مالك چيزى در اين باره نشنيدم تنها گفته است : در نزد ما چنين بود كه به فدك يا خيبر نفى مىشد و در آنجا ، زندانى بود كه در آن حبس مىشدند . گفتم : در جايى كه تبعيد مىشوند چه مدت زندانى مىشوند ؟ مالك گفت : زندانى مىشود تا معلوم شود توبه كرده است . « 2 »
--> ( 1 ) . ج 6 ، ص 237 . ( 2 ) . همان ، ص 298 .